پشت چراغ قرمز

ترمز گرفتم و اولین ماشینی بودم که پشت چراغ قرمز ایستاد، همیشه از لحظه سبز شدن چراغ و بوق های پشت سری هایم می ترسیدم، دوست نداشتم نفر اول باشم. ماشین دیگری کنارم ایستاد، کمی از من جلوتر بود، نصف خط عابر پیاده را گرفته بود، ماشین را خلاص کردم و پایم را از روی ترمز برداشتم، شیب خیابان کمی مرا جلوتر برد، طوری که من هم روی خط عابر پیاده بودم، اول به ماشین کناری نگاه نکردم، چند ثانیه بعد به بهانه خاراندن گردنم سرم را چرخاندم و راننده اش را دیدم، پسری جوان با موهای تراشیده شده، پیراهن مشکی تنگی پوشیده بود و ته ریشی داشت، به محض اینکه صورتش را به سمت من کرد چشم هایم را از او دزدیدم، پسرک خوش رویی بود، با این که صورتش را به طور کامل ندیدم، اما می دانستم چهره مهربانی دارد، زیر چشمی نگاهش کردم و دیدم هنوز من را نگاه می کند، جلو را نگاه کردم. سی ثانیه دیگر مانده بود تا چراغ سبز روشن شود، برگشتم پشت سرم را نگاه کردم و نگاه دزدکی هم به ماشین کناری انداختم، صندلی های عقب خالی بود، پسر جوانی که پشت فرمون نشسته بودم جلویم را گرفته بود و اجازه نمیداد تا ببینم کنارش کسی هست یا نه. ده ثانیه دیگر مانده بود، سرم را سریع به سمتش چرخاندم تا متوجه نگاه کردنم شود، چند ثانیه ای در نگاه هم خیره شدیم، نگاهم را پس گرفتم و دوباره جلو را نگاه کردم، هنوز من را نگاه می کرد، خوشم آمده بود از نگاه کردنش، دوباره برگشتم، باز در چشم های هم خیره شدیم، اینبار او نگاهش را پس گرفت و از کنار ترمز دستی اش ماژیکی برداشت و شماره اش را طوری روی شیشه ماشینش نوشت که کسی متوجه نشود، حفظش کردم. چراغ سبز شد و حرکت کردم، کمی که جلوتر رفتم برگشتم و دوباره نگاهش کردم، دختر جوانی کنار دستش نشسته بود، خیلی به هم می آمدند، این شماره هم باید فراموش می شد.

1) مهدی موسوی بازگشت، با وبلاگ جدیدی، آدرس جدید را جایگزین آدرس قبلی کنید: وبلاگ جدید مهدی موسوی

2) سال خون فردا و یا پس فردا منتشر می شود، شدیداً منتظرم ببینم شاهین نجفی چه کرده.

3) فیلم یکشنبه غم انگیزرا بالاخره دیدم، فیلم بسیار زیبایی بود، فیلم پیانیست را هم دیدم و حقیقتن یک سر و گردن از سایر فیلم های رومن پولانسکی بالاتر بود، در پیانیست یک درد مستمر وجود دارد که درگیرت می کند. حتما تهیه کنید و ببینید. قبلش آهنگ تیتراژ پایانی یکشنبه غم انگیز را دانلود کنید و لذت ببرید. اینجا

4) پیشنهاد این هفته خواندن داستان طنز و بسیار زیبای "بیسکوئیت سبز مهدوم باید گردد" است که نویسنده اش امیر معقولی عزیز است. این داستان را در رادیو زمانه بخوانید: اینجا

ویرایش:

آهنگ جدید شاهین نجفی ( به همراه امیر عظیمی ) به نام قسم ( یکی از ترک های آلبوم سال خون ) را از اینجا دانلود کنید.

/ 0 نظر / 9 بازدید