آشپزخانه زندان

زندانی ها وقتی فرصت کار کردن در آشپزخانه را پیدا می کنند به اندازه آزاد شدن خوشحال می شوند، من هم هفته ای دو سه روز در آشپزخانه کار می کردم، آشپز آشپزخانه سید حمید بود، یکی از بچه محلامون که زیاد از من خوشش نمی آمد و همیشه با اخم نگاهم می کرد.
پیازها رو پوست کندم و رفتم کنار سید حمید و نامه ای بهش دادم و گفتم: « اینو بده مادرم و بهش بگو برسونه دست نیلوفر» نامه رو گرفت و گذاشت تو جیبش. آشپزخانه زندان دو طبقه داشت، طبقه پایین بیشتر حکم انبار آشپزخانه را داشت و من بیشتر اوقات مسئول آوردن وسایل از طبقه پایین بودم، سید حمید من را برای آوردن آبکشها به طبقه پاین فرستاد، از پله ها پایین رفتم و دنبال آبکش ها گشتم، بعد ده دقیقه پیدا کردم و آمدم بالا، پشت دیوار کنار یخچال که رسیدم صدای خنده بچه های آشپزخانه را شنیدم، ایستادم و گوش کردم، سید حمید نامه مرا که برای نیلوفر نوشته بودم را بلند می خواند: « نیلوفر، آنقدر دلم برای نگاه کردن به چشم هایت تنگ شده که هر شب ساعت ها چشم هایت را مجسم می کنم» همه با صدای بلند می خندیدند و سید حمید ادامه می داد: « به جان خودت که عزیزترینم هستی هرشب با یاد تو می خوابم» سید حمید و هاشم و شهاب و رضا همه بچه های دیگه بلندتر خندیدند، سید حمید مثل همیشه وقتی خیلی می خندید دستش را می زد روی پایش، صدایش را می شنیدم، چند ثانیه ای خندیدند و دوباره گفت: « حالا اینجاشو گوش کنید » و بقیه نامه را خواند: « این روزها تصمیم گرفته ام بیام کنارت، دیگر طاقت ندارم، به عواقبش هم فکر نمی کنم... منتظرم باش به زودی کنارت هستم، راستی قبر کناری ات را که هنوز کسی نخریده؟ » همه ساکت شدند و بی صدا برگشتند سر کارشان، من هم آبکش ها را دادم به سید حمید، مهربانتر نگاهم می کرد.

1) هفته قبل قول دادم این هفته یک غزل عاشقانه بگذارم، لحظه های آخر دوباره دست کاری اش کردم. چون قول داده بودم دو بین اولش را می گذارم برایتان، کامل که شد همه اش را می گذارم.

سال هایی که از این کوچه گذر می کردی

چه به اشکِ دل من خنده نظر می کردی

پرتو سایه ی خون و رگِ من آنجا بود

حال من دیدی و از تیغ حذر می کردی؟

2) امروز 21 آبانماه است، تولد نیما یوشیج، تولد 115 سالگی اش، یادش گرامی.

به بهانه این روز دو مقاله که بخش ادبی سایت آفتاب منتشر کرده است را معرفی می کنم حتما بخوانید: اولی مقاله آقای امیرعباس افشاری است به نام " هنوز در فکر آن کلاغ ام ..." و دومی "زندگینامه و آثار نیما یوشیج" است به قلم خانم نیلوفر احمدپور.

"نیما یوشیج از نگاه دکتر پرویز ناتل خانلری"را هم اگر دوست داشتید بخوانید.

3) آلبوم جدید شاهین نجفی کمتر از 10 روز دیگر منتشر می شود، چند شب پیش شاهین ویدیویی را منتشر کرد که در آن حرف های جالبی می زند و قسمتی از شعر سال خون را هم می خواند، این ویدیو را از اینجا دانلود کنید.

4) داستان بلندم را کمتر می نویسم اما بیشتر به آن فکر می کنم. می خواهم چیز خوبی از کار در بیاید.

/ 0 نظر / 6 بازدید