کسی حوصله قصه شنفتن نداره

سلام

این روزها نوشتن داستان بلندم خیلی خیلی برایم مهم شده است، می خوانم، می بینیم، می شنوم و در نهایت می نویسم و این یعنی وقت زیاد می خواهد، همه این ها یک طرف زندگی روزمره هم یک طرف.

باید برای مدتی دست روی دل بگذارم و کارهایی را انجام ندهم تا کارهای دیگر را بهتر انجام دهم.

پست بعدی رو معلوم نیست کی بذارم، اما داستان بعدی رو 15 فروردین قرار می دم...

راستی 28ام اسفند این وبلاگ یک ساله میشه...!

 

سه دفه که آفتاب بیفته لب این دیفار و سه دفه که اذون مغربو بگن، همه یادشون میره ما کی بودیم و واسه چی مردیم، همون جوری که ما یادمون رفته... این دوره زمونه کسی حوصله قصه شنفتن نداره  

قیصر- مسعود کیمیایی

 

خداحافظی تلخه، پس "سلام"

/ 0 نظر / 9 بازدید