چرخ و فلک

مامور چرخ و فلک بلیت ها را پاره می کرد و میله را بالا می زد تا مردم سوار شوند، هر کوپه دو نفر. نوبت من شد، دو بلیت به او دادم و سوار یکی از کوپه ها شدم، نفهمید که تنها بودم، کلید را زد و کوپه بعد آمد.

چرخ و فلک تند می چرخید و من در یک کوپه دو نفره تنها نشسته بودم، کوپه کج شده بود و من می ترسیدم. دخترها و پسرها از فرصت استفاده می کردند، دخترها جیغ می زندند و پسرها شماره موبایل هایشان را روی صندلی ها می نوشتند.

چند دور زد و ایستاد، کوپه ها دونه دونه خالی می شدند تا آدم های بعدی سوار شوند، نوبت من شد، پیاده شدم، مامور متوجه شد که تنها هستم، در چشم هایم خیره شد و گفت: « همراهیتان کجاست؟ » نگاهم را دزدیدم و گفتم : « همراهی ندارم »، سری تکان داد و رویش را آنطرف گرفت و گفت: « بعدی...»

1)      گزارش ادبی "نافه" را خواندم، از صادق هدایت نوشته بود و نمادهایی که در شهرش ندارد و یادهایی که دارد.

2)      هفتم آبان روز بزرگداشت کوروش گرامی باد. راستی گذشته ای که می خواهند فراموش شود، فراموش می شود؟

3)      آلبوم جدید شاهین نجفی در زادروز "ولتر" منتشر می شود، 30ام آبانماه. در وبلاگش بیشتر بخوانید.

4)      این هفته به مناسبت بزرگداشت کوروش دعوتتان می کنم شعری از سیمین بهبهانی را بخوانید. اینجا

5)  مجله داستان همشهری را می خواندم ، دیدگاه های جالبی از رابطه وبلاگنویسی و داستان نویسی را منتشر کرده بود، راستی اگر وبلاگ نویسی را می شناسید که داستان می نویسد معرفی کنید.

6) خبر ناراحات کننده و عجیبی که به گوشم رسید این بود که آخرین رمان اولین رمان نویس زن ایرانی گم شده است، در واقع نسخه دستنویس "کوه یخ سرگردان" نوشته "سیمین دانشور" گم شده و یا شاید هم سرقت شده!

/ 0 نظر / 10 بازدید