ستاره

جلوی در ساختمان ماشین را پارک کردم، هر سه پیاده شدیم، ستاره از روی پل رد شد و بدون اینکه پشت سرش را نگاه کند رفت و کنار در ساختمان  ایستاد، در باز بود اما نرفت داخل، ما نگاهی به هم کردیم و رفتیم کنارش ایستادیم، به ما نگاه نمی کرد، هر کدام یک دستش را گرفیتم و رفتیم داخل، دفتر طبقه دوم بود، پله ها سنگ مرمر سفید بود اما آنقدر پا خورده بود که لب سنگ ها سیاه شده بود، پله ها را بالا می رفتیم که ستاره دوباره ایستاد، دست هایش را از دست های ما بیرون کشید، با این 5 سال بیشتر نداشت اما خوب می فهمید، دست هایش را دوباره گرفتیم اما باز نیامد بالا، بقلش کردم ، سرش را روی شانه ام گذاشت ، در گوشم چیزی گفت که نفهمیدم، جلوی در دفتر گذاشتمش روی زمین و گفتم « خودت بیا تو » نگاهی در چشم های من کرد و آرام پشت سر وارد شد اما کنار در ایستاد. جلسه آخر بود و یک ساعت بیشتر وقتمان را نگرفت، خداحافظی کردیم و آمدیم بیرون، ستاره دیگر طاقت تحمل بغض را نداشت، یکباره تمام درونش را ریخت بیرون، آرام ناله می کرد و چشم هایش را به هم می فشرد، اشک هایش از کنار گونه های کوچک و نازش پایین می چکید، قبل از اینکه چیزی بگوییم ، خودش از پله ها پایین رفت، ما هم دنبالش رفتیم، هر دو کنار خیابان ایستادند و تاکسی گرفتند و رفتند، من هم روی همان پله های سیاه و کثیف نشستم، حالم خوب نبود، در جیب هایم گشتم، پاکت سیگارم را در ماشین جا گذاشته بودم، بلند شدم و رفتم بیرون، زیر برف پاک کن ماشینم برگه جریمه ای بود، یادم نبود پارک ممنوع است، برگه را پاره کردم و همانجا ریختم، جلوی همان ساختمان حل اختلاف خانواده، همانجایی که پارک ممنوع بود.

1) تصمیم گرفته ام داستان بلند بنویسم، خیلی بلند، یک رمان. می دانم خیلی وقتم را میگیرد، خیلی باید مطالعه کنم، اما چاره ای نیست... باید نوشت.

2) مهدی موسوی عزیز در هفته ای که گذشت وبلاگ جدیدش را آغاز کرد و آرشیو هفت ساله وبلاگ قبلی اش را منتقل کرد به وبلاگ جدید، پست این هفته اش را بخوانید، چند لینک مفید و خوب گذاشته، از کتاب PDFاش تا داستان کوتاه قدیمی اش و....

3) گویا عباس کیارستمی ششمین کارگردان جهان شده است، کم و زیادش را نمی دانم اما منبع این خبر سایت بی بی سی فارسی است.

4) دیشب خبری را شنیدم که خیلی داغونم کرد، بهرام بیضایی به آمریکا مهاجرت کرد، بهتر است بگوییم از ایران مهاجرت کرد. انگیزه این مرد را هم گرفتند تا رفتن را به ماندن و ساختن ترجیح دهد و ما از این به بعد با شنیدن اسم سگ کشی هم آهی سر کنیم....

5) معرفی کتاب این هفته:

پرنده کوچولو، نوشته سید مهدی موسوی ، نسخه های چاپی این کتاب ظاهرا کمیاب است، PDFاش را برایتان می گذارم، اگر کتابش را دیدید بخرید. دانلود کتاب

مجموعه ای بسیار زیبا از اشعار مهدی موسوی

/ 0 نظر / 9 بازدید